معنای لغوی سیّد

صاحب مجد وشرف

مالک ( مالک غلام وکنیز)

شوهر

عاید

پرهیزکار

بردبار

سخی

کریم

رئیس بزرگ ، بزرگ طایفه وقوم

پادشاه با عظمت وجلال وبزرگ

همچنین سید یکی از اسماءحسنای الهی می باشد که در فرازدوم دعای جوشن کبیر می خوانیم یا سیّد السادات

معنای اصطلاحی سیّد در فقه :  آقا ،رئیس ،بزرگ ، افضل وشریف است 

مانند عبارت حمزه سیّد الشهداء یا الحسن والحسین سیّد ا شباب اهل الجنّة ویا رمضان سیّد الشهور اما در فقه شیعه اثنا عشری به همه کسانی که نسب آنها ازطرف پدر به جناب هاشم بن عبد مناف برسد هاشمی یا سیّد گفته می شود ،مانند فرزندان عقیل وجعفر بن ابی طالب وفرزندان عباس عموی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم البته ذریه حضرت زهرا سلام الله علیها شریف ترین طبقه سادات هستند ، لذا به فرزندان حضرت مولی امیر المومنین علیه السلام وحضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سیّد شریف می گویند .

در رابطه با ریشه لغوی سادات هم اگر چه بعضی فکر می کنند که سادات جمع سید است ولی در اصل ریشه کلمه سادات ((سادَة )) بوده وسادَة هم جمع ((سائد)) است البته کلمه سائد به معنای سیّد می باشد پس طبق این نظر سادات جمع الجمع سائد است نه جمع کلمه سیّد.

سائد ( به معنای سیّد ) _سادَة (جمع سائد ) – سادات (جمع الجمع سائد)  لغت نامه دهخدا ج 9 واژه سیّد المنجد فی اللّغة ص 361 کتاب فضائل السادات ص 21

قابل ذکر است ((سادَة))یکی از جمع های کلمه سیّد هم می باشد همچنین ((أسیاد)) و((سَیائد)) از جمع های دیگر (( سیّد )) می باشد . کتاب تاج العروس ج 5 ص 32 المنجد فی اللّغة ص 361

درکتاب جامع الانساب (ص 36-30) آمده : اطلاق لفظ سیّد برای ذرار ی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از قرن چهارم وپنجم شروع گردید . البته این کلمه با قرینه های چون شریف ( السیّد الشّریف ) به کار برده می شد اما ازقرن ششم به بعد به طورکلی وبدون قرینه به ایشان سیّد اطلاق گردید .وقبل از آن به اولاد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم (( شریف )) که به معنای صاحب شرف وبزرگواری است خطاب می گردید

در کشورهای عربی اکنون نیز برای سادات علاوه بر سیّد از کلمه ((شریف)) استفاده می کنند به همین دلیل سادات مکه ومدینه را (( شُرفا)) می گویند ولی درمناطق غیر عرب مانند ایران در قدیم به کسانی که مادرشان سیّده بود شریف گفته می شد .

در حال حاضر مردم ایران کلمه سیّد را فقط برای بنی هاشم وذراری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم استعمال می کنند. البته برای سادات القاب ((میر)) و(( امیر)) هم به کار می برند .

قابل ذکر است قبلاً برای نشان دادن علویه بودن خانم های سیّده از کلمه (( بیگم )) یا مخفف آن ((بگم)) به معنای بی بی ، بانوا، سیّده و... استفاده می کردند مثلاً می گفتند ((فاطمه بیگم )) ولی الان از سیّده وسادات استفاده می شود ودر شناسنامه ها این گونه ثبت می کنند (( سیّده فاطمه )) یا (( فاطمه سادات )) همچنین به زنان سیّده (( بی بی )) هم می گویند.

 ((میرزا )) مخفف میرزاده وامیر زاده است  این کلمه در زمانهای قبل ار القاب شاهزادگان وکاتبان بود .

کلمه ((میرزا)) اگر در آخر اسم می آمد به معنای شاهزاده واگر در اول اسم می آمد به معنای نویسنده ، حسابدار ومنشی بود

همچنین (( میرزا )) به معنای مردم شریف وپاک نژاد هم می باشد ولی در زمان حاضر (( میرزا )) بیشتر برای احترام به اول نام اشخاصی که مادرشان علویه (( سیّده )) باشد اضافه می شود یعنی کسانی که ازجانب مادر به خاندان رسالت منسوب هستند . لغت نامه دهخدا ج 14 واژه میرزا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 19:26  توسط سیدعباس رضوي نيا  |